ماندن شب در بيمارستان
عمه مژگان زحمت كشيدند موندند پيشم. من چون مورفين بهم مي زند زياد يادم نيست كه چكار مي كردم. منتها يادمه كه از تخت مي اومدم بيرون و پياده روي مي كردم. و براي شير دادن به ني ني عمه مژگان كمكم مي كرد.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماندن شب در بيمارستان
