شایگانشایگان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

خاطرات جنینی و کودکی

واكسن دو ماهگي

1392/11/26 11:22
نویسنده : مامانی
152 بازدید
اشتراک گذاری

رفتيم با دايي رضا واكسنت را بزنيم. دايي رضا پايت را گرفت. خانمه واست زد. من رفتم بيرون واستادم.دلم واست كباب شد.بعد از ظهر جاي واكسنت قرمز شد. واقعا از گريع زجه مي دي. دلم خيلي برات مي سوخت. تازه كشف كردم كه اگه پاتو تكون ندي دردت نمي گيره. پاتو محكم واست نگه داشتم. نصفه شبم تا ساعت 3 بالا سرت بوديم من و بابايي تا از درد پا خوابت برد. امروزم نمي دونم چرا اما كم اشتها شدي. خيلي نگرانم. هر چي هم كه بهت ميدم تو معدت نمي مونه. فكر كنم به خاطر باز گذاشتن پهلوت باشه. حالا حوله داغ كردم گذاشتم رو پهلوت. خوابت برده. انشا الله كه خوب بشي عزيزم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مهرداد
5 اسفند 92 16:23
خدا براتون حفظش كنه، واقعاً شايگان بعد ها بايد ببينه كه مامان و باباش چقدر براش شب بيداري كشيدن، و براش زحمت كشيدن.