واكسن دو ماهگي
رفتيم با دايي رضا واكسنت را بزنيم. دايي رضا پايت را گرفت. خانمه واست زد. من رفتم بيرون واستادم.دلم واست كباب شد.بعد از ظهر جاي واكسنت قرمز شد. واقعا از گريع زجه مي دي. دلم خيلي برات مي سوخت. تازه كشف كردم كه اگه پاتو تكون ندي دردت نمي گيره. پاتو محكم واست نگه داشتم. نصفه شبم تا ساعت 3 بالا سرت بوديم من و بابايي تا از درد پا خوابت برد. امروزم نمي دونم چرا اما كم اشتها شدي. خيلي نگرانم. هر چي هم كه بهت ميدم تو معدت نمي مونه. فكر كنم به خاطر باز گذاشتن پهلوت باشه. حالا حوله داغ كردم گذاشتم رو پهلوت. خوابت برده. انشا الله كه خوب بشي عزيزم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واكسن دو ماهگي
