شایگانشایگان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

خاطرات جنینی و کودکی

احساس ماماني بعد از شنبدن گريه عسلي

1392/9/26 8:20
نویسنده : مامانی
165 بازدید
اشتراک گذاری

بعد از شنيدم گريه شايگان اشكام خود به خود سرازير شد كه بچم تونست گريه كنه. همون لحظه به موهبت خدا فكر مي كردم كه چقدر بزرگ و بزرگواره كه آرزوي من و بابايي را به واقعيت تبديل كرده. تو يك ربعي كه داشتند رحمم را مي دوختند من براي التماس دعايي ها كلي دعا كردم. در همون موقع انگار داشتند تو دهن بچه را خالي مي كردند گريه اش هي كم و  زياد مي شد. بعدش لپش را آوردند كنار ل1م و منم بوسش كردم. خيلي عزيز بودي خيلي دوستت داشتم. از همون اول احساسم فوران كرده بود خانم فيلم بردار عكس گرفت. بعد من از همه از خانم دكتر و بقيه پرسنل تشكر كردم. همش مي پرسيدم سالمه بچم؟ سالمه؟ اونا هم مي كفتند بابا آره. بعدشم كفتند مي توني به شوهرت بگي كه وليعهدت به دنيا اومد.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

کاغذ رنگی
21 بهمن 92 7:15
سلام دوست عزیز وبلاگ قشنگی داری .. تا حالا سایت کاغذ رنگی رو دیدی؟ مطمئنم با یه بار دیدن حتما دوستش خواهی داشت .. ممنون میشم ما رو توی لینکای وبلاگت داشته باشی با این عنوان : کاغذ رنگی .. ایده های نو برای من و تو سایت ما ایده های خیلی خوبی برای خانمها و مادرایی که به خلاقیت بچه هاشون اهمیت میدن داره .. منتظر شما هستیم آدرس سایت ما : www.Kaghaz-Rangi.com