توي تشت نشستن شايگان
براي پايين آمدن تب شايگان مامان جون تشت را پر از آب كرد و شايگان را گذاشت توش انقدر دوست داشت. دست را كه محكم مي زدي تو تشت صدا مي داد مي خنديد و بعد با دستش مي خواست اب را بگيره. ولي انقدر خودش را دوست داشت تشت را محكم گرفته بود. فكر كنم از آب خوشت اومده بود.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


توي تشت نشستن شايگان
