تولد یک سالگی شایگان
یک دور همون شب تولدت چون عازم بودیم که بریم قشم، دایی رضا و خاله فرشته سورپرایزت کردند و با کبک اومدند خونمون. ما هم گیک را گذاشتیم جلوت روع کردی به خوردنش. کل خامه هاشو خوردی. دیگه پاهاتم آخراش می زدی توش.بعد مستقیم بردمت تو حمام. ناراحت شدی چرا کیک را از جلوت برداشتیم. :)
روز 14 بهمن هم برات تولد تشریفاتی گرفتیم. تم امسالت زنبور یود. کلی کلاه و عینک و تزئینات زنبوری برات درست کردیم.برف شادی هم گرفتیم . یک کلاه قرمز هم برات گرفتیم کلی مهمون ها لذت بردند. وقتی شمع روی کیکت می چرخید یک بار که وسطش روشن شد، ترسیدی داشتی گریه می کردی. از همون اول که آهنگ را روشن کردیم شروع کردی به رقصیدن. کلی رقصیدی و دست زدی. خیلی بامزه بود. بعدشم با بادکنک ها حسابی بازی کردی. به بادکنک هم می گی "با".کارت هدیه هم به همه دادیم که یادبودی باشه از تولدت و به همه هم دوتا بادکنک دادیم.


تولد یک سالگی شایگان
