کارهای خاطره انگیز شایگان
جدیدا پرستارش می ذاردش روی میز توی هال و خودش حالت تنپک اهنگ می زنه شایگانم یک دستش را بالای سرش صاف می کنه و دست دیگرش را یک کمی پایین تر می آره و دو تاشو تکون می ده و کمرشو خم و راست می کنه و صورتشو جمع می کنه. خیلی با مزه می رقصه. و خودشم دستاشو یکی در میون حالت تمپک روی میز می زد. اگه وایساده هم باشه که پاهاشم خم و راست می کنه. جدیدا روی هر چیزی تمپک می زنه هررررررررررررر چیزی که یه خورده صدا داشته باشه. الان تلویزیون را نشون می ده و دستاشو به هم می زنه و می خواد که براش آهنگ بذاریم. آهنگ آهویی دارم خوشگله فرار کرده زدستم را وقتی میذاریم از خود بی خود می شه. قربونش برم. با کلمات آب بازی، توپ، دایی، خاله فرشته، دندون، گوش آشناست. دایی را می گه داااااااااااااااای مثل ترک ها می گه. توپ را هم می گه پ. معذرت می خوام ناف هر کسی را هم که می بینه دستشو محکم می کنه توش و موها را هم محکم می کشه. وقتی بهش می گم نازی نی نی . ناز می کنه دو بار و بعد دوباره چنگ می زنه
بهش یاد دادم با تلفنش صحبت کنه. من می گم الو شایگان خوبی؟ اونم گوشی را می ذاره کنار گوشش و یک حرفایی می زنه و بعد گوشی را هم می خوره بعد به منم می ده بذارم در گوشم. از پیش بند وقتی که سیر میشه بدش می اد می گیره می کشه که باز بشه. با برق و آیفون و ضعر به صورت گروهی خوندن و پا تلویزیون گذاشتنش بهش غذا می دیم. الان یک کاسه کوچولو همیشه غذا می خوره. الحمد لله همه چی دوست داره اما چیزی خیلی شیرین و .. دوست نداره.
عاشق اتاق خواب ما هست. اصلا حساس شده اگه درش بسته باشه و کسی توش باشه درو نشون می ده و می خواد بره تو اتاق. تو اتاقم که می ره می ره سراغ کتابهای باباش و اونها را می ریزه پایین. کلی کیف می کنه. دستشو می خواد بکنه تو پریز برق
کتاب حوله ای اش که صداهای حیوانات را داره نشون می ده و می گه بع. وقتی کتاب را براش م یخونی خودش حسابی دقت می کنه و خودش ورقش می زنه. کتاب را خیلی دوست داره و انگشتش را می ذاره روی حیوانات و عکس های مجلات، و یک صدایی از خودش در می آره.
از روشن شدن جارو برقی می ترسه و هی غر می زنه اما بعد باهاش دوست می شه و کلی باهاش بازی می کنه.
شوفاژ که داغ بوده را بهش گفتم داغ و بعد انگشتم را تکون دادم. الان هر وقت نزدیک شوفاژ می شه داغی را امتحان می کنه بعد انگشتشو مثل من تکون می ده .انگار یادشه.
تنوع طلبی اش توی شیر خوردن هم زیاد شده به یکی اکتفا نمی کنه یک مک از این یک مک از اون. جدیدا دو روزه شیر خشک هم شب ها 120 سی سی بهش می دم.
در روز بیسکویت ریز می کنم قطعات یک سانت یک سانت می ذارم تو بشقاب خودش با دستش بر میداره می خوره، جزو تفریحاتش شده کلی هم احساس بزرگی م یکنه. دیشب قاشق را از من گرفته و درست دستش گرفته می کنه دهن من، خیلی با مزه است.
با پرستارش خیلی خوبه. دایی اش را که می بینه کلی ذوق می کنه و می ره بغلش و انتظار داره بغلش کنه و ببره بگردوندش. باباشم وقتی می آد خونه بغلش که می کنه عاشق اینه که ببردش کنار آیفون و دست به لوستر بزنه.
برای عوض کردنشم خیلی شیطونی می کنه می خواد نبندمش. وقتی که می شورمش ناراحت می شه


کارهای خاطره انگیز شایگان 
