شایگانشایگان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

خاطرات جنینی و کودکی

خواب هايي كه براي شايگان ديده شده

1392/6/11 16:00
نویسنده : مامانی
153 بازدید
اشتراک گذاری

خواب هاي ماماني: 

1. يه بار خواب ديدم شايگان جون دستشويي كرده بودي بعد ديدم ناراحتي، و به گريه هستي و من دستپاچه شدم كه ببينم چته. بعد تو دوران نوزادي گفتي مامان نگران نباش دستشويي كردم. عزيزم مظلوميتت منو تو خواب كشته بود كه نمي تونستي ببيني دست پاچه شدم و اينكه تو دوران نوزادي حرف ميزدي. قوبنت بشم(تقريبا اين خواب تو آبان ديده شده بود)

2. يه بار ديگه هم خواب ديدم البته قبل از آبان ماه كه كل بدنت را از پهلوم اوره بودي بيرون بعد من ترسيده بودم. بعد فرصت را غنيمت شمردم تند دويدم صورت ماهتو به بابايي گفتم جلال ببينش بچمون را .صورتت را از پوستم كه نازك شده بود معلوم بود. بعد خودت گفتي مامان من بايد برم خداحافط بعد رفتي باز تو شكمم. قربونت برم.

خواب باباي دايي رضا: 

باباي دايي رضا خواب ديده بوده كه موهاتو و اينها مشكيه و تو دوران نوزادي حرف مي دي.

حالا من با اين خوابها كه همه ديدند منتظرم كه تو دوران نوزادي باهام حرف بزني

راستي چند نفرم خواب ديده يودند كه تو بور بودي. حالا ببينيم كدام درسته؟؟!!!

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مائده
10 آذر 92 17:02
به این میگن خواب شیرین ایشالله دگ این خوابها به واقعیت تبدیل میشه گلم