شایگانشایگان، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

خاطرات جنینی و کودکی

بیماری روزئولا

1393/10/15 14:47
نویسنده : مامانی
515 بازدید
اشتراک گذاری

بعد از شب تولدت این بیماری را گرفتی. خیلی بد بود. تب و لرز شدید و بعضی موقع ها تبت انقدر بالا می رفت که مجبور می شدیم ببریمت توحموم زیر دوش اب بذاریمت تا دمایت پایین بیاید. بعد بهت لرز می افتاد که چند تا پتو می انداختیم رویت. همه شب اول بابات بالا سرت بیدار بود و پاشویه می داد و کل روزم من به همراه بابات. خیلی سخت بود خیلی. عفونت گوش هم پیدا کرده بودی. برای اون هم دارو می خوردی. همه داروتم برای اینکه بالا نیاری با آب پرتغال بهت می دادم.چه روزهایی بود خیلی بد بود. الحمد لله بعد از دو روز تبت اومد پایین. دلم برات کباب می شد. وقتی حوله خیس را روی پاهات می خواستیم بذاریم می گفتی "نه نه نه نه". قروبنت برم من. انشا الله همه درد و بلات به خوره به سر من و تو هیچ وقت مریض نشی. بعد متوجه شدیم که رزا هم این بیماری را دو روز بعد تو گرفته. انگار همه بچه ها تا 18 ماهگی ممکنه بگیرند این بیماری را.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)