کارهای جدید شایگان
شایگان الان دیگه خیلی فرق کرده در حال حاضر هنوز از ماشین لباسشویی می ترسه اما بعد تو بغل میشینه نگاهش می کنه. عاشق جارو برقی شده می گه جااااااااائووووووو و تند تند می ره تو اتاقی که جارو هستش. بعد هی همه چیشو دست می زنه خیلی از چیزها را اسمش را می گه "نه نه" مثل اتو، ماهواره و .... ار بس که بهش گفتیم نه نه دست نزنی ها!!! :)
الان صدای گربه، گوسفند، الاغ، گاو، اردک را در می آره و یک ریز هم می رقصه و دستاشو تو هم دیگه تاب می ده. بشکن می زنه با انگشتاش. به باباش هم می گه بابووووو. بعد بعضی موقع ها می گه بووووووووووووووووووووووووو. وقتی هم که شیر می خواد با انگشت اشاره به من اشاره می کنه و می گه "مَ".عاشق غذا خوردن با ما سر سفره است و از پیش بند بدش می اد، می گیره محکم از دور گردنش می کندش و پرتش می کنه اون طرف. جدیدا از چیزی ناراحت بشه خودشو پرت می کنه رو زمین و گریه می کنه.
چند باری است که می ره تو سبد لباس ها و درش را باز می کنه و میشینه توش و کیف می کنه. بعدش با سختی خودش می اد بیرون. غذا با قاشق به نی نی اش می ده.
برق را جدیدا می گه "بگ" و توپ را هم محکم که می خواد بگه می گه"پپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ". "دَ دَ" را هم کاملا می فهمه. راستی تو اینه نگاه می کنه می گه داااااااااااااااااائیییییی" منظورش دالی هست. می ره پشت مبل تو هال من بهش می گم بگیرشا بگیرشا اونم ذوق می کنه می ره از اون طرف مبل در می آد بعد من می گم دالی. کلی می خنده و ذوق می کنه.تو استخر توپش هم شیرجه می زنه. دست زدنم را هم دقیقا یاد گرفته دیگه.
یک اسباب بازی داره " انگری برد" وقتی زمین می زنه باتری هاش سرجایشان جفت و جور می شند و شروع به کار می کنه، واسه همین اونا محکم زمین می زنه و می گه "اوهوه" که کار کنه. مامان جون براش گوشی موبایل پلاستیکی خریده شایگان یاد گرفته اگه محکم زمین بزنه باتری هاش در می اد برای همین محکم زمین می زندش.
می ره کنار تلویزیون و دکمه روشن و خاموش می زنه . کلی متکا و صندلی گذاشتیم که نره سمت اونها.



کارهای جدید شایگان 
