فرنی خوردن سر سفره خونه زن عمو نادیا
وقتی که من سر سفره نشتم واسه افطاری دیدم داری گریه می کنی. بغلت کردم نشوندمت روی پام. بعد همون طور که غذا می خوردم فرنی هم دهان شما می ذاشتم. لذت می بردی و می خوردی. بعد من فهمیم شما دوست داری سر سفره با همه شام بخوری. حالا از این به بعد همین کارو می کنم و بهت غذا می دم.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


فرنی خوردن سر سفره خونه زن عمو نادیا 
