دندان در آوردن،فوت بابا جون، بلند شدن با میز و 4 دست و پا رفتن
روز 2 شهریور بود که دیدم دندان پایین شایگان یک نقطه سفیدش در اومده، کلی ذوق زده خاله اش را صدا کردم که دندونش را ببینه. خیلی حس جالبی بود
روز 3 شهریور باباجون فوت کردند که سراسیمه رفتیم گلپایگان، که شما وقتی می دیدی که من گریه می کردم همش شما هم بی قراری می کردی.
روز 7 مرداد خونه مامان جان اینها دستتو به میز گرفتی و بلند شدی همون روز چهار دست و پا هم یه خورده رفتی ولی بعد باز خودتو می کشیدی. اون موقع رزا اینها خونه مامان جون بودند به اون نگاه کردی که چهار دست و پا می ره، شما هم امتحان کردی و رفتی.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دندان در آوردن،فوت بابا جون، بلند شدن با میز و 4 دست و پا رفتن
